کایت یا هنگگلایدر در برابر پاراگلایدر
«پیشتر با تفاوت ورزشهای هوایی مانند پاراگلایدر، چتربازی، هنگگلایدر و وینگسوئیت آشنا شدیم. اما همچنان پرسشهای زیادی دربارهٔ پاراگلایدر و هنگگلایدر مطرح میشود؛ از جمله اینکه کدامیک بهتر است، پاراگلایدر ایمنتر است یا کایت (هنگگلایدر)، کدام هزینهٔ کمتری دارد و هرکدام برای چه نوع خلبانی مناسباند.
به همین دلیل در این بخش به مقایسهٔ دو رشتهٔ محبوب پاراگلایدر و هنگگلایدر میپردازیم تا ببینیم هرکدام چه مزایا، محدودیتها و ویژگیهایی دارند.
نکتهٔ مهم این است که این دو واژه معمولاً توسط افراد زیادی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. هر دو در دستهٔ پرواز آزاد قرار میگیرند؛ یعنی وسایل پروازی بدون موتور که تنها با نیروی باد و تیکآف از ارتفاع به پرواز درمیآیند.
اما با وجود این تعریف مشترک، ساختار، ویژگیهای پروازی و شیوهٔ کنترل پاراگلایدر و هنگگلایدر کاملاً با یکدیگر متفاوت است.»

تعریف پاراگلایدر
پاراگلایدر وسیلهای برگرفته از دنیای چتربازی است. این وسیله از یک چتر (که به آن بال هم گفته میشود) با مساحت متناسب با وزن خلبان، یک هارنس که خلبان در آن مینشیند، یک چتر نجات ذخیره ولاینهایی که این بخشها را به هم متصل میکنند تشکیل شده است. برای آشنایی با تاریخچهٔ ظهور نخستین پاراگلایدر این مطلب را بخوانیدتعریف کایت یا هنگگلایدر (DELTA-PLANE)
کایت یا هنگگلایدر نیز مانند پاراگلایدر وسیلهای بدون موتور است و امکان تیکآف با پای پیاده دارد. نام آن از شکل مثلثیاش گرفته شده که شبیه حرف بزرگ یونانی Δ است.تاریخچهٔ هنگگلایدر
اجداد هنگگلایدر امروزی خیلی زود ظاهر شدند: مدل آلبرت برلینگر در سال ۱۸۱۱، و سپس نسخهٔ بهبودیافتهٔ اتو لیلیِنتال در سال ۱۸۹۰. اما مهمترین پیشرفتها در دورهٔ «فتح فضا» اتفاق افتاد، زمانی که ناسا بهدنبال بهترین روش برای گلاید کپسولهای فضایی پس از ورود مجدد به جو زمین بود. در نهایت چتر کلاسیک انتخاب شد، اما هنگگلایدر در این فرآیند بسیار مطرح شد.در دههٔ ۱۹۶۰ پیشگامانی مانند استرالیایی بیل مویز اولین پرواز آزاد با هنگگلایدر را انجام دادند. سپس چالشهایی مثل پرواز روی مجسمهٔ آزادی نیویورک یا برج ایفل پدید آمد.اما در سال ۱۹۷۳، فرانسوی «کریستین پل-دوپاس» با شرکت Delta نخستین برند هنگگلایدر جهان را با نام DELTA-PLANE ثبت کرد و همین نام بعدها به خود این وسیله اطلاق شد.از آن زمان هنگگلایدر دائماً با بالهای دوسطحه (برای افزایش نیروی برآ)، مواد کامپوزیتی سبک و ساختارهای سخت بدون دکل و مهار بهبود یافته است. همچنین آموزشهای رسمی خلبانی و گسترش این ورزش صورت گرفت. اطلاعات بیشتری در مورد هنگ گلایدر یا کایت در این مقاله موجود استامنیت: کدام ایمنتر است؟ پاراگلایدر یا هنگگلایدر؟
اگرچه در آغاز هر دو رشته پر از هیجان، بینظمی، سختی و اتفاقات غیرقابل پیشبینی بود، اما امروزه هر دو به بلوغ فنی و بیشترین سطح ایمنی رسیدهاند البته ریسکها در هر وسیله متفاوت است.پاراگلایدر بهکمک پروفیل انعطافپذیر خود و سرعت نسبیاش در هوا پرواز میکند. بنابراین در آشفتگیهای شدید هوا ممکن است شکل بال آسیب ببیند و دچار استال یا حالت جمع شدن گردد. به همین دلیل پاراگلایدرهای امروزی بهگونهای طراحی شدهاند که پس از هر واقعهٔ پروازی، سریعاً به شکل اولیه برگردند.هنگگلایدرها سرعت بسیار بیشتری دارند و کمتر تحت تأثیر تلاطم هستند، اما در کنترلهای پروازی و هنگام فرود نیازمند دقت و تمرکز بیشتریاند. در هر صورت هر دو وسیله مجهز به چتر اضطراری هستند.کدام بهتر است؟ پاراگلایدر یا هنگگلایدر؟
از نظر عملکرد، هنگگلایدر بالاتر است: نسبت گلاید بالای ۱۸ در مدلهای جدید، در حالی که این عدد در پاراگلایدر حدود ۱۰ تا ۱۱ است. هنگگلایدر میتواند در بادهای قویتر نیز پرواز کند. اما در پاراگلایدر اگر سرعت باد از ۳۰ km/h بیشتر شود دیگر امکان تیکآف ایمن وجود ندارد.موضوع حملونقل
این بخش یکی از مهمترین تفاوتها و دلیل گسترش پاراگلایدر و کاهش تدریجی هنگگلایدر است.پاراگلایدر مانند چتر است؛ یک بال انعطافپذیر، مجموعهای از لاینها و یک هارنس که همه در یک کولهپشتی ۱۵ کیلویی (یا حتی یک کیلویی در مدلهای فوقسبک) جا میگیرد. در نتیجه حمل آن آسان است و حتی در صندوق عقب هر ماشینی جا میشود. خلبان میتواند بهراحتی آن را در یک برنامهٔ کوهپیمایی همراه خود حمل کند و با آن پرواز انجام دهد.اما هنگگلایدر ساختار سخت دارد، طول آن بیش از ۴ متر است و وزن آن از ۲۵ کیلوگرم بیشتر. بنابراین برای حمل آن معمولاً نیاز به خودروهای استیشن با باربند مخصوص است.اگر صعود به قله با یک کولهٔ پاراگلایدر کاری معمول برای همه است، بالا رفتن با هنگگلایدر «غیر ممکن» است!
وضعیت پروازی خلبان در پاراگلایدر و هنگگلایدر
در پاراگلایدر خلبان روی یک صندلی (هارنس) مینشیند و با دست به راحتی بال را کنترل میکند. پاها یا زیر هارنس آزاد است یا در «کوکون» قرار میگیرد تا نیروی پَسا کاهش یابد. در پرواز دونفره، خلبان عقب و مسافر جلوی او قرار میگیرد.در هنگگلایدر خلبان کاملاً دراز میکشد و بدنش موازی جریان هواست؛ تجربهای شبیه یک پرنده. در پرواز دونفره، خلبان و مسافر کنار هم قرار میگیرند.تفاوت حسوحال پرواز در این دو بال
چه پاراگلایدر و چه هنگگلایدر، حس پرواز بدون موتور تجربهای کاملاً جادویی است. مناظر زیر پا حرکت میکنند، باد روی صورت حس میشود و تغییرات کوچک در نیروی برآ (Lift) بهوضوح احساس میشود.در پاراگلایدر حسها ابتداییتر و در دسترسترند: نشستهاید، با سرعت ۳۰ تا ۴۰ کیلومتر بر ساعت پرواز میکنید، هیچ حس ترسی از ارتفاع وجود ندارد، و انگار همزمان روی صندلی معلق و تاب نشستهاید. برای اولین تجربهٔ پرواز آزاد فوقالعاده است. اما پاراگلایدر میتواند بسیار هیجانانگیز هم باشد: ۳۶۰ درجه، وینگاور، گردشهای تند، سقوط جلویی و صعودهای عمودی، همه میتوانند حس جهتیابی را کامل به هم بزنند!هنگگلایدر دو تا سه برابر سریعتر است و پروازهای طولانیتری دارد، بنابراین احساس سرعت پررنگتر میشود. مانورهای هوایی آن نیز مهیجترند. پس نخستین پرواز هنگگلایدر بیشتر برای عاشقان هیجان توصیه میشود.سوالات متداول در مورد پاراگلایدر و هنگگلایدر (کایت)
هرکدام مزایای خود را دارند؛ پاراگلایدر راحتتر و در دسترستر است، هنگگلایدر سریعتر و پرفورمنسبالا. انتخاب به هدف پرواز بستگی دارد.
ایمنی بیشتر به آموزش و شرایط هوا وابسته است، اما کنترل پاراگلایدر معمولاً برای مبتدیها سادهتر است.
هنگگلایدر بهطور طبیعی سرعت بالاتر، نسبت گِلاید بهتر و بازده آیرودینامیکی بیشتری دارد.
پاراگلایدر بهطور قابلتوجهی سادهتر و کوتاهمدتتر آموزش داده میشود.
پاراگلایدر ارزانتر است؛ هم تجهیزات، هم هزینهٔ دورههای آموزشی.
هنگگلایدر عملکرد بهتر و سرعت بالاتر دارد، اما بسیاری از خلبانها با پاراگلایدر هم پروازهای XC بسیار خوبی انجام میدهند
پاراگلایدر به دلیل راهاندازی سادهتر و کنترل آسانتر، برای شروع مناسبتر است.
هنگگلایدر در بادهای قویتر پایداری بیشتری دارد؛ پاراگلایدر نیازمند باد ملایمتر و شرایط پایدارتر است.
پاراگلایدر فضای کمتری برای فرود لازم دارد و گزینههای فرود بیشتری در اختیار خلبان میگذارد.
پاراگلایدر بسیار جمعوجور است و در یک کولهپشتی حمل میشود؛ هنگگلایدر طول بلند و فضای بیشتری نیاز دارد.
پاراگلایدر حس «آزاد بودن» و نشستن روی هوا را میدهد؛ هنگگلایدر حس پرواز سریع و شبیه پرندهای با بالهای بزرگ را منتقل میکند.
هنگگلایدر با بازده آیرودینامیکی بهتر در ارتفاعهای بالا پایدارتر و کارآمدتر عمل میکند.
هنگگلایدر چون باید شتاب اولیه بگیرد، معمولاً فضای بزرگتری برای تیکآف نیاز دارد.
پاراگلایدر فرود نرمتری دارد؛ هنگگلایدر سرعت بالاتر دارد و نیاز به مهارت بیشتری در فرود دارد.
پاراگلایدر فرود نرمتری دارد؛ هنگگلایدر سرعت بالاتر دارد و نیاز به مهارت بیشتری در فرود دارد.
کسانی که به دنبال سرعت بالا، پرفورمنس قوی و پروازهای بلندمدت هستند.
بله؛ درک باد، ترمال و ناوبری هوایی مشترک است، اما کنترل هر وسیله کاملاً متفاوت است.
بله؛ بسیاری از خلبانها ابتدا با پاراگلایدر شروع میکنند و سپس به هنگگلایدر میروند یا هر دو را ادامه میدهند.

