روایت سجاد بخشی، خلبان هایک اند فلای، از یک صعود دشوار و پروازی کمنظیر بر فراز بام ایران
در دنیای هایک اند فلای یا همان «کوهنوردی و پرواز»، صعود به قله دماوند و پرواز با پاراگلایدر از آن فقط یک برنامه ورزشی نیست؛ برای بسیاری از خلبانان، دماوند یک آرمان بزرگ است.
ارتفاع بیش از ۵۶۰۰ متر، مسیر صعود طولانی، کمبود اکسیژن، تغییرات ناگهانی هوا و محدود بودن محلهای مناسب تیکآف، پرواز از قله دماوند را به یکی از دشوارترین تجربههای کوهنوردی و پرواز در ایران تبدیل کرده است.
سجاد بخشی، خلبان پاراگلایدر و عضو تیم ضات یا ZAT Acro Team، در این گزارش از تجربه صعود به قله دماوند و تیکآف از بالاترین نقطه آن میگوید؛ سفری که از شهرکرد آغاز شد، با یک صعود شبانه و هشتساعته ادامه پیدا کرد و در نهایت به پروازی حدوداً ۵۵ دقیقهای در شرایطی کمنظیر ختم شد.
توجه: هایک اند فلای از ارتفاعات بلند، بهویژه قله دماوند، فعالیتی تخصصی و پرخطر است. این گزارش یک روایت شخصی است و نباید بهعنوان آموزش یا راهنمای اجرای برنامه در نظر گرفته شود. چنین پروازی فقط با آموزش حرفهای، مجوزهای لازم، تجهیزات استاندارد، آمادگی جسمانی، تحلیل تخصصی هواشناسی و همراهی تیم باتجربه قابل بررسی است.
هایک اند فلای چیست؟
Hike & Fly ترکیبی از کوهنوردی و پرواز با پاراگلایدر است. خلبان تجهیزات پرواز خود را هنگام صعود حمل میکند، به نقطهای مناسب در ارتفاع میرسد و در صورت مساعد بودن شرایط جوی و محیطی، مسیر بازگشت را با پرواز ادامه میدهد.
در برنامههای معمولی هایک اند فلای، خلبان باید همزمان مهارتهای مربوط به کوهنوردی، مدیریت انرژی، مسیریابی، شناخت توپوگرافی، هواشناسی و کنترل پاراگلایدر را داشته باشد.
وقتی مقصد قله دماوند باشد، تمام این چالشها چند برابر میشوند. ارتفاع زیاد، سرمای شدید، فشار کم هوا، بادهای متغیر، گازهای گوگردی و نبود تضمین برای امکان تیکآف، باعث میشوند که هایک اند فلای دماوند در گروه برنامههای بسیار پیشرفته قرار بگیرد.
هستند.
دماوند؛ رؤیای مشترک خلبانان هایک اند فلای
در سالهای اخیر، ورزش هایک اند فلای بیشتر از گذشته میان خلبانان و ورزشکاران ماجراجو در ایران شناخته شده است. در این میان، یک هدف تقریباً میان همه مشترک است: صعود به قله دماوند و پرواز از آن.
با وجود روایتها و فیلمهایی که از پرواز خلبانان مختلف منتشر شده، هنوز بانک اطلاعاتی رسمی و جامعی درباره تعداد پروازهای انجامشده از قله دماوند وجود ندارد.
سجاد بخشی درباره این موضوع میگوید:
«آمار رسمی مشخصی نداریم. بیشتر اطلاعات ما از فیلمها، روایت خلبانان و شنیدههای جامعه پروازی به دست آمده است. همین ناشناخته بودن، هم جذابیت دماوند را بیشتر میکند و هم مسئولیت کسانی را که این مسیر را میروند افزایش میدهد.»
کم بودن تعداد پروازها از دماوند اتفاقی نیست. شرایط سخت توپوگرافی، ارتفاع بالا، فشار زیاد بر بدن و بهخصوص وضعیت متغیر باد روی قله، باعث شده است بسیاری از صعودها بدون پرواز پایان پیدا کنند.
بر اساس تجربه خلبانان فعال در این حوزه، پنجرههای مناسب برای پرواز از قله دماوند محدود و پراکندهاند. حتی یک پیشبینی امیدوارکننده نیز تضمین نمیکند که شرایط واقعی قله برای تیکآف مناسب باقی بماند.
شکلگیری پروژه «تمرینات دماوند»
در سال اجرای این برنامه، مجموعه ضات به لیدری محمود لشگری، پروژهای با عنوان «تمرینات دماوند» تعریف کرد. هدف اصلی این پروژه، آمادهسازی خلبانان برای صعود و پرواز از قله دماوند بهعنوان یکی از مهمترین اهداف ورزشی سال تیم بود.
خلبانان و کوهنوردانی از تهران، شیراز و شهرکرد به این پروژه پیوستند. برنامه آمادهسازی تیم شامل موارد زیر بود:
- صعود به قلههای چهارهزارمتری برای همهوایی
- تمرینات جسمانی و افزایش استقامت
- بررسی تجهیزات سبک هایک اند فلای
- تمرین حمل بال و پک پروازی در ارتفاع
- پایش مداوم باد و وضعیت جوی دماوند
- هماهنگی میان خلبانان، کوهنوردان و مسئول هواشناسی
اعضای محوری این برنامه عبارت بودند از:
- محمود لشگری: لیدر مجموعه ضات
- مهدی مختاری: خلبان باتجربه و مسئول تحلیل هواشناسی
- سجاد حسنلو: کوهنورد حرفهای و راهنمای صعود
- سجاد بخشی: خلبان هایک اند فلای
- آریا نظری: خلبان و همپرواز سجاد بخشی
- سعید درودیان: همنورد تیم

ترکیب تخصصهای مختلف یکی از نقاط قوت این برنامه بود. در پروژهای مانند صعود و پرواز از دماوند، مهارت پرواز بهتنهایی کافی نیست؛ هواشناسی، کوهنوردی، مدیریت تیم و توان تصمیمگیری در ارتفاع، اهمیت یکسانی دارند.
هواشناسی دماوند؛ جایی که همه میگفتند پرواز ممکن نیست
یکی از مهمترین بخشهای برنامه، بررسی وضعیت جوی قله بود. بسیاری از خلبانان با توجه به تجربههای قبلی و دادههای موجود معتقد بودند که در ابتدای شهریور، باد قله دماوند بیش از اندازه شدید است و امکان پرواز وجود نخواهد داشت.
اما تحلیل مهدی مختاری نتیجه متفاوتی داشت:
«سهشنبه دماوند پروازی است؛ آنقدر شرایط آرام میشود که احتمالاً مجبور خواهید شد در باد صفر، تیکآف فوروارد انجام دهید.»
این پیشبینی با تصور معمول از آبوهوای قله دماوند تفاوت زیادی داشت. دماوند میان کوهنوردان و خلبانان به بادهای شدید، گاستهای ناگهانی و تغییرات سریع شرایط جوی شناخته میشود.
سجاد بخشی از تردیدهای خود در آن روزها چنین میگوید:
«بین دو تحلیل کاملاً متفاوت قرار گرفته بودم. از یک طرف دوستان باتجربه میگفتند باد قله زیاد است و نمیتوان پرواز کرد. از طرف دیگر، مهدی با اطمینان میگفت شرایط برای پرواز مناسب خواهد شد.»
در نهایت، تیم تصمیم گرفت با تکیه بر پایش مداوم دادهها برنامه را آغاز کند؛ با این شرط که تصمیم نهایی برای پرواز فقط روی قله و پس از بررسی شرایط واقعی گرفته شود.
از شهرکرد تا دماوند؛ از بام ایران تا بام ایران
سجاد بخشی اهل شهرکرد است؛ شهری مرتفع که با عنوان «بام ایران» نیز شناخته میشود. مقصد او نیز دماوند، بلندترین قله ایران و مشهورترین بام کشور بود.
همین شباهت باعث شد عنوان اولیه روایت او شکل بگیرد:
«از بام ایرانِ شهرکرد تا بام ایرانِ دماوند.»
او پس از دو روز کاری و پروازی سنگین در منطقه چغاخور، با تصمیمی دقیقهنودی شهرکرد را به مقصد تهران و سپس پلور ترک کرد.
مسیری که در حالت عادی حدود پنج تا شش ساعت زمان میبرد، بهدلیل ترافیک تعطیلات نزدیک به ۱۰ ساعت طول کشید. سجاد تقریباً بدون استراحت جدی، بامداد خود را به پای دماوند رساند تا به دیگر اعضای تیم ملحق شود.
این خستگی اولیه، یکی از نخستین چالشهای برنامه بود؛ زیرا صعود به دماوند همراه با تجهیزات پرواز، به ذخیره انرژی و آمادگی جسمانی بالایی نیاز دارد.

آغاز صعود از جبهه جنوبی دماوند
تیم پنجنفره در پارکینگ جبهه جنوبی دماوند گرد هم آمد:
- سجاد بخشی
- محمود لشگری
- آریا نظری
- سعید درودیان
- سجاد حسنلو
اعضای تیم با خودروهای محلی بخشی از مسیر خاکی را تا محدوده گوسفندسرا طی کردند. از این نقطه، بخش اصلی کوهنوردی و حمل تجهیزات آغاز شد.
قسمتی از بارها با قاطر تا بارگاه سوم ارسال شد؛ اما سجاد بخشی تصمیم گرفت بال و پک پروازی خود را شخصاً حمل کند. او معتقد بود همراه داشتن تجهیزات، از نظر ذهنی به او اطمینان بیشتری میدهد و باعث میشود کنترل مستقیمتری بر مهمترین بخش وسایل پرواز داشته باشد.
صعود از گوسفندسرا حوالی ظهر آغاز شد. پس از حدود پنج ساعت پیمایش، اعضای تیم به بارگاه سوم در ارتفاع تقریبی ۴۲۰۰ متر رسیدند و شب را برای استراحت و همهوایی در آنجا گذراندند.
صعود شبانه؛ سرما، کمبود اکسیژن و کوله سنگین
برنامه این بود که اعضای تیم نیمهشب بیدار شوند و صعود نهایی را آغاز کنند. پس از کمی تأخیر، حرکت از بارگاه سوم به سمت قله حدود ساعت یک بامداد شروع شد.
از این ارتفاع به بعد، کاهش اکسیژن بهشکل محسوسی بر عملکرد بدن تأثیر میگذارد. تنفس سختتر میشود، ضربان قلب افزایش پیدا میکند و هر قدم انرژی بیشتری میطلبد.
سجاد بخشی درباره فشار صعود میگوید:
«در آن ارتفاع، وقتی یک کوله ۱۰ تا ۱۲ کیلویی همراهت است، هر قدم واقعاً بهاندازه چند قدم انرژی میگیرد. بدن همزمان با ارتفاع، شیب، سرما و وزن تجهیزات درگیر است.»
در طول مسیر، کوهنوردانی که شب قبل در منطقه حضور داشتند از بادهای بسیار شدید، سرمای زیاد و جابهجا شدن برخی چادرها صحبت میکردند. شنیدن این گزارشها نگرانی سجاد درباره شرایط قله را افزایش میداد.
با این حال، ارتباط با مهدی مختاری ادامه داشت و وضعیت باد بهصورت پیوسته بررسی میشد. تحلیلها نشان میدادند که باد در ساعت تقریبی رسیدن تیم به قله، روند کاهشی خواهد داشت.
عبور از تپه گوگردی
یکی از بخشهای دشوار مسیر جنوبی دماوند، محدوده تپه گوگردی است. بوی تند گوگرد میتواند باعث سوزش، تهوع، سردرد یا سرگیجه شود و ادامه صعود را برای برخی کوهنوردان دشوار کند.
در این قسمت، یکی از کوهنوردان حاضر در مسیر پیشنهاد کرد چند قطره آبلیمو روی اسکارف ریخته شود تا تحمل بوی گوگرد آسانتر شود. اعضای تیم با پوشاندن بینی و دهان، با احتیاط از این محدوده عبور کردند.
پس از پشت سر گذاشتن تپه گوگردی، قله واضحتر دیده شد و روحیه اعضای تیم افزایش پیدا کرد.

رسیدن به قله و تنهایی روی بام ایران
سجاد بخشی بهدلیل نگرانی از تغییر شرایط باد تصمیم گرفت با سرعت بیشتری حرکت کند. او با فاصله گرفتن از تیم، بخش نهایی صعود را ادامه داد و پس از حدود هشت ساعت کوهنوردی شبانه، حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح به قله رسید.
دیگر اعضای تیم حدود دو ساعت بعد به او ملحق شدند.
هنگامی که سجاد به قله رسید، محیط نسبتاً خلوت بود. او پس از کمی استراحت و ثبت چند تصویر، بررسی نقاط مختلف برای تیکآف از قله دماوند را آغاز کرد.
او جهت حرکت دودهای گوگردی را زیر نظر گرفت، شدت و پایداری باد را بررسی کرد و سناریوهای احتمالی تیکآف در جهتهای مختلف را در ذهن مرور کرد.
«همهچیز طبق پیشبینی مهدی پیش میرفت. باد در حال کم شدن بود، گاست ناگهانی دیده نمیشد و هوا بسیار پایدار به نظر میرسید. عجیب این بود که همین آرامش بیش از اندازه، خودش برای من ترسناک شده بود.»
ترسی که از نبود مهارت نمیآمد
سجاد از نظر تجهیزات و مهارت پرواز آمادگی داشت؛ اما قرار گرفتن در ارتفاع بالای دماوند و تنهایی روی قله، فشار روانی متفاوتی ایجاد میکرد.
«همهچیز آنقدر خوب و آرام بود که ذهنم شروع به شک کردن کرد. با خودم میگفتم مگر ممکن است دماوند تا این اندازه آرام باشد؟»
او چند بار تلاش کرد با بیسیم با اعضای تیم ارتباط برقرار کند، اما موفق نشد. برای لحظاتی این احتمال را در نظر گرفت که شاید دیگر اعضا نتوانستهاند صعود را کامل کنند.
در چنین موقعیتی، مسئله فقط اجرای یک تیکآف فنی نبود؛ تصمیمگیری درست در محیطی دورافتاده و مرتفع، مهمترین بخش ماجرا محسوب میشد.
رسیدن تیم و معنای واقعی «پرواز تنها ممنوع»
سجاد تجهیزات خود را در محل احتمالی تیکآف آماده کرد، اما پیش از تصمیم نهایی دوباره به قسمت بالاتر قله برگشت. او از یکی از ورزشکاران حاضر خواست در صورت رسیدن اعضای تیم، آنها را در جریان موقعیتش قرار دهد.
در همین لحظه، اعضای تیم را در محدوده تپه گوگردی مشاهده کرد. چند دقیقه بعد، محمود لشگری و دیگر همراهان به قله رسیدند.
حضور تیم، بهخصوص محمود لشگری، نقطه عطف مهمی در تصمیم سجاد بود:
«تا قبل از رسیدن محمود، با وجود اینکه از نظر فنی آماده بودم، جرئت باز کردن کامل بال و اجرای پرواز را نداشتم. وقتی تیم رسید و محمود کنارم ایستاد، احساس کردم همهچیز سر جای خودش قرار گرفته است.»
در جامعه پروازی جملهای وجود دارد که میگوید:
«پرواز تنها ممنوع است.»
این جمله فقط به امدادرسانی یا کمک فنی مربوط نیست. حضور یک همراه باتجربه میتواند فشار روانی را کاهش دهد، خطاهای احتمالی را تشخیص دهد و به خلبان کمک کند تصمیم نهایی را منطقیتر بگیرد.
تیکآف از قله دماوند در باد صفر
شرایط در نهایت به همان وضعیتی نزدیک شد که در پیشبینی هواشناسی مطرح شده بود. شدت باد قله بسیار کم شد و اجرای تیکآف با باد روبهرو عملاً امکانپذیر نبود.
در چنین شرایطی، خلبان باید امکان اجرای تیکآف فوروارد را بررسی کند؛ روشی که در آن خلبان رو به مسیر دویدن قرار میگیرد و بدون مشاهده مستقیم بال در لحظه بالا آمدن آن، فرآیند تیکآف را انجام میدهد.
این بخش از برنامه تنها پس از بررسی محل، مسیر دویدن، شکل زمین، جهت باد و فضای کافی برای خروج انجام شد.
سجاد بخشی و آریا نظری با همراهی فنی و روانی تیم برای تیکآف آماده شدند. سجاد ابتدا پرواز کرد و آریا پس از او از قله جدا شد.
مسیر اولیه پرواز به سمت جبهه شمال شرقی بود. سپس سجاد جهت خود را به سمت جبهه جنوبی تغییر داد و مسیر پرواز را تا حوالی پارکینگ ادامه داد.

پروازی ۵۵ دقیقهای بر فراز مسیر صعود
پرواز سجاد بخشی حدود ۵۵ دقیقه طول کشید. او اکنون در آسمان، بالای همان مسیری قرار داشت که چند ساعت قبل با تحمل سرما، خستگی، کمبود اکسیژن و فشار روانی از آن صعود کرده بود.
او تجربه خود را چنین توصیف میکند:
«در آن لحظه معنای جمله “و ما رأیتُ إلّا جمیلاً” را حس میکنی. فقط زیبایی میبینی؛ عظمت کوه، آرامش هوا، امنیت پرواز و نوعی احساس عمیق شکرگزاری.»
ترکیب صعود طولانی و بازگشت با پرواز، همان چیزی است که هایک اند فلای را از یک پرواز معمولی جدا میکند. خلبان پیش از قرار گرفتن در آسمان، تمام مسیر، ارتفاع و سختی کوه را با بدن خود تجربه کرده است.
آیا این اولین تیکآف از بلندترین نقطه قله دماوند بود؟
بر اساس فیلمها و روایتهایی که سجاد بخشی بررسی کرده بود، برخی از پروازهای قبلی بهدلیل باد شدید از ارتفاعی پایینتر از بالاترین نقطه قله انجام شده بودند.
او با احتیاط و تأکید بر نبود اطلاعات رسمی میگوید:
«ممکن است من و آریا نظری جزو نخستین افرادی باشیم که مستقیماً از قسمت بالایی قله دماوند و در شرایط نزدیک به باد صفر تیکآف کردهایم؛ اما بهدلیل نبود بانک اطلاعاتی رسمی، نمیتوان این موضوع را با قطعیت مطرح کرد.»
استفاده از عبارت «احتمالاً» در این ادعا اهمیت زیادی دارد. بدون ثبت دقیق پروازهای قبلی، تاریخها، موقعیت GPS و نقطه تیکآف، نمیتوان درباره اولین بودن یک پرواز قضاوت قطعی داشت.
با این حال، آنچه این برنامه را متمایز میکند، ترکیب چند عامل بود:
- تحلیل دقیق و مداوم هواشناسی
- آمادگی جسمانی و فنی اعضای تیم
- انتخاب پنجره زمانی مناسب
- رسیدن به قله پیش از تغییر شرایط
- همراهی تیم در تصمیم نهایی
- تیکآف در باد بسیار کم
دماوند یک روز بعد چهره دیگری نشان داد
تنها یک روز پس از پرواز سجاد بخشی و آریا نظری، گروه دیگری از خلبانان و کوهنوردان برای صعود و پرواز از دماوند اقدام کردند.
اما این بار باد شدید، امکان ادامه برنامه طبق طرح اولیه را محدود کرد. برخی از اعضا مجبور شدند از حوالی بارگاه سوم بازگردند و پروازها نیز از ارتفاع پایینتری انجام شدند.
این تفاوت نشان میدهد که چرا انتخاب پنجره مناسب هواشناسی در پرواز از قله دماوند اهمیت حیاتی دارد. شرایط یک روز نمیتواند مبنایی برای پیشبینی قطعی روز بعد باشد و دادههای جوی باید تا آخرین لحظه بررسی شوند.
درسهایی از تجربه هایک اند فلای دماوند
این صعود و پرواز، نکات مهمی برای جامعه کوهنوردی و پرواز ایران به همراه داشت.
اهمیت تحلیل تخصصی هواشناسی
تکیه بر یک اپلیکیشن یا مشاهده یک عدد ساده برای تصمیمگیری درباره پرواز از دماوند کافی نیست. جهت باد در ارتفاعهای مختلف، سرعت باد، گاست، پایداری هوا، ابرها و تغییرات زمانی باید بهصورت تخصصی بررسی شوند.
در این برنامه، تحلیلهای مهدی مختاری نقش مهمی در انتخاب زمان صعود داشت؛ با این حال، تصمیم نهایی فقط پس از بررسی شرایط واقعی قله گرفته شد.
آمادگی جسمانی بهاندازه مهارت پرواز مهم است
حمل تجهیزات پرواز در ارتفاع بالا فشار زیادی به بدن وارد میکند. خلبانی که پس از چند ساعت صعود بهشدت خسته شده باشد، ممکن است در زمان آمادهسازی بال یا تیکآف تمرکز کافی نداشته باشد.
صعودهای تمرینی، همهوایی، مدیریت تغذیه و شناخت تواناییهای بدن، بخش مهمی از آمادهسازی برای هایک اند فلای دماوند هستند.
نقش تیم و لیدر در تصمیم نهایی
حضور محمود لشگری بهعنوان لیدر، سجاد حسنلو بهعنوان راهنمای کوهنوردی و مهدی مختاری در بخش هواشناسی نشان داد که چنین برنامهای به ترکیبی از تخصصها نیاز دارد.
موفقیت در هایک اند فلای فقط نتیجه عملکرد خلبانی نیست که تیکآف میکند؛ نتیجه تصمیمها و هماهنگی تمام اعضای تیم است.
پرواز نکردن هم میتواند تصمیم درست باشد
هدف از صعود نباید خلبان را مجبور به تیکآف کند. اگر باد، مسیر خروج، دید، وضعیت جسمانی یا هر عامل دیگری مناسب نباشد، بازگشت زمینی میتواند حرفهایترین تصمیم ممکن باشد.
رسیدن به قله بهمعنای الزام به پرواز نیست.
ضرورت ایجاد بانک اطلاعاتی پروازهای دماوند
یکی از پیشنهادهای مهم سجاد بخشی، تشکیل یک بانک اطلاعاتی برای ثبت برنامههای صعود و پرواز از قله دماوند است.
چنین بانکی میتواند اطلاعات زیر را ثبت کند:
- نام خلبانان و اعضای تیم
- تاریخ و فصل اجرای برنامه
- مسیر صعود
- نقطه دقیق تیکآف
- ارتفاع تیکآف
- شرایط باد و هوا
- مدل بال و تجهیزات استفادهشده
- مدت و مسیر پرواز
- دلایل لغو یا ادامه پرواز
- تجربهها و خطاهای احتمالی
- فایل GPS، عکس و فیلمهای مستند
ثبت این اطلاعات علاوه بر حفظ تاریخ ورزش هوایی ایران، میتواند منبع ارزشمندی برای خلبانان نسلهای بعدی باشد.
سجاد بخشی در این زمینه میگوید:
«این تجربه برای من آنقدر ارزشمند بود که احساس کردم باید ثبت شود. باید بدانیم چه کسانی از دماوند پرواز کردهاند، چه کسانی صعود کرده اما پرواز نکردهاند و دلیل تصمیم آنها چه بوده است.»
او همچنین از فعالیت پیشگامانی مانند استاد ناصر ابراهیمی یاد میکند؛ خلبانانی که سالها قبل، با تجهیزات سادهتر و دسترسی محدودتر به مدلهای پیشرفته هواشناسی، برای صعود و پرواز از دماوند تلاش کردهاند.
«اینها فقط چند پرواز شخصی نیستند؛ بخشی از تاریخ ورزش هوایی ایران هستند و باید ثبت شوند.»
سپاسگزاری از اعضای تیم
سجاد بخشی در پایان این روایت از افرادی قدردانی میکند که بدون همراهی آنها اجرای برنامه ممکن نبود:
- محمود لشگری، لیدر مجموعه ضات
- مهدی مختاری، مسئول تحلیل هواشناسی و همراه فنی تیم
- سجاد حسنلو، کوهنورد حرفهای و راهنمای صعود
- سعید درودیان، همنورد تیم
- آریا نظری، همپرواز در تیکآف از قله دماوند
او پیام نهایی این تجربه را چنین خلاصه میکند:
«گاهی در اوج خستگی و درست زمانی که همه میگویند نمیشود، یک روزنه کوچک باز میشود. اگر برای آن لحظه آماده باشی، ممکن است همان اتفاقی رخ دهد که سالها منتظرش بودهای.»
جمعبندی؛ صعود و پرواز از دماوند، فراتر از یک رکورد شخصی
هایک اند فلای دماوند تنها رسیدن به قله و بازگشت با پاراگلایدر نیست. این برنامه ترکیبی از آمادگی جسمانی، مهارت پرواز، دانش هواشناسی، شناخت کوهستان، مدیریت ترس و اعتماد به تیم است.
پرواز سجاد بخشی و آریا نظری در یک پنجره کوتاه با باد بسیار کم انجام شد؛ شرایطی که یک روز قبل یا بعد میتوانست کاملاً متفاوت باشد.
ارزش اصلی این تجربه، فقط در نقطه تیکآف یا مدت پرواز خلاصه نمیشود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، ثبت تصمیمها، همکاری اعضای تیم و انتقال تجربه به خلبانانی است که در آینده قصد دارند مسیر دشوار صعود و پرواز از قله دماوند را دنبال کنند.
سؤالات متداول درباره هایک اند فلای دماوند
هایک اند فلای دماوند چیست؟
هایک اند فلای دماوند به برنامهای گفته میشود که در آن خلبان با حمل تجهیزات پاراگلایدر به ارتفاعات دماوند صعود میکند و در صورت مناسب بودن شرایط، با پرواز بازمیگردد.
آیا همه خلبانان میتوانند از قله دماوند پرواز کنند؟
خیر. پرواز از دماوند به مهارت پیشرفته پاراگلایدر، تجربه پرواز کوهستان، آمادگی جسمانی، همهوایی، دانش هواشناسی و همراهی تیم حرفهای نیاز دارد. این برنامه برای خلبانان مبتدی یا اجرای انفرادی مناسب نیست.
بهترین زمان پرواز از قله دماوند چه زمانی است؟
نمیتوان زمان ثابتی را بهعنوان بهترین زمان معرفی کرد. شرایط باد و هوای دماوند ممکن است در فاصله کوتاهی تغییر کند. هر برنامه باید بر اساس دادههای بهروز و تحلیل متخصص هواشناسی پرواز بررسی شود.
مسیر صعود این تیم به دماوند کدام بود؟
این تیم از جبهه جنوبی حرکت کرد، از گوسفندسرا به بارگاه سوم رسید و پس از استراحت و همهوایی، صعود شبانه خود را به سمت قله ادامه داد.
چرا پرواز از قله دماوند دشوار است؟
ارتفاع زیاد، کمبود اکسیژن، خستگی ناشی از صعود، بادهای متغیر، محدود بودن نقاط مناسب تیکآف و احتمال تغییر سریع شرایط جوی، از مهمترین دشواریهای پرواز از قله دماوند



